وقتی خبر اهداء جایزه ی سیمون دوبوار به کمپین یک میلیون امضا را از اخبار voa شنیدم که چنان با آب و تاب آن را در برنامه ی زن امروز گزارش می کردند ،البته زیاد تعجب نکردم ، فقط حالت تهوع و عصبانیتی عمیق بهم دست داد
مسئله ای که در زمینه ی اهداء این جایزه اهمیت دارد اسم و رسم این جایزه و ... نیست ، بلکه ماهیت کمپین یک میلیون امضا است که به عنوان نهادی که در جهت برقراری آزادی و برابری در ایران تلاش می کند ، سعی میشودمعرفی شود
چند نکته در زمینه ی این اتفاق وجود دارد که به نظرم باید به آنها پرداخت : 1- آیا کسانی که این جایزه را به کمپین یک میلیون امضا تقدیم کردند ، اطلاعی از خواستها و مطالبات جنبش زنان درایران ندارند؟؟ 2- آیا جنبش زنان و خواسته های واقعی زنان در ایران محدود به مطالباتی است که کمپینی ها مطرح می کنند؟؟ 3- آیا این جایزه و یا جایزه ی نوبل خانم عبادی لطمه ای به جنبش واقعی زنان در ایران می زند ؟؟
بهتر است قبل از هر چیز تصویری از چهارچوب فعالیت این کمپین بدهم . این حیطه و چهارچوب همان چهارچوب قانون اساسی و اسلامی حاکم در ایران است . اصلاحاتی که این کمپین قصد ایجاد آنها را دارد، پاهایشان را فراتر از این چهارچوب نمی گذارند . برای نمونه مبلغی که با جایزه ی سیمون دوبوار به کمپین تعلق می گرفت ( حالا کاری به این نداریم که آیا مبلغ ناچیزی بود یا نه !!) را نپذیرفتند . یکی از دلایل اساسی نپذیرفتن آن مبلغ همانطور که سیمین بهبهانی ( نماینده ی کمپین برای دریافت جایزه ) اشاره کرد ،این بود که به احتمال زیاد از طرف حکومت ایران محکوم می شدند به دریافت کردن کمک مالی از طرف گروه های خارج از کشور و اتهامات دیگر که به این طریق کمپین از زیر بار این اتهام رفتن ، خودش را بیرون کشید
مسائلی که کمپین برای گنجاندن آنها در قانون اساسی فعالیت می کند شامل این موارد می شود : دیه ی برابر برای زن و مرد ، شهادت ، ارث ، حق طلاق و ........ و البته اسمی هم از « حجاب » آن آخرها آوردند ( آن هم از نوع "حجاب اجباری") . فعالیتی که کمپین انجام می دهد به این صورت است که از طریق آیه و حدیث و قرآن و قوانین حکومتی تا جایی که ممکن است شرایط را برای زنان کمی بهتر کند ( و نه تلاش برای برابری ) ، که البته به گفته ی خود اعضا ، این طرز فعالیت منجر به برقراری برابری زن و مرد در جامعه می شود
سبک کار کمپین هم به شیوه ی تک تک در خانه ی مردم رفتن و قانون را برای آنها توضیح دادن و امضا گرفتن برای تایید این تغییرات است . ( ولی میبینیم که تلاش آنها برای فعالیت در چهارچوب قانون نتیجه ای ندارد و در موارد بسیاری ازطرف حکومت برایشان ایجاد مزاحمت شده است)
میشود گفت این خلاصه ای است از فعالیت کمپین یک میلیون امضا در ایران
آگاهی دادن به مردم روش اشتباهی نیست . اما در چه پروسه ای ؟؟ با چه هدفی ؟؟ آگاهی دادن در این حد که مثلا زنان ایران بدانند که اگر یک روز با شخصی تصادف کردند و خواستند دیه بگیرند آیا دیه شان با مردی که همان موقع چهار قدم آن طرف تر تصادف کرده برابر هست یا نه؟؟ اما این که هر روز هر زنی که می خواهد از خانه اش تا سر کوچه برای خرید برود و مجبور است هزار جور چادر و چاقچور سرش بکند و اگر موهاش بیرون بود هر کسی حق دارد جلویش را بگیرد و بازخواستش کند مهم نیست ؟؟ کمپینی ها در جواب ، بهانه هایی می آورند از جمله این که جامعه الآن پذیرای این حرف نیست . یا اینکه زنان فلان محله ی روستای فلان حتی با حق طلاق برای زن هم مخالف اند چه برسد به لغو حجاب !!!....... به این نکات در پایین می پردازم
تصویری که در ذهن من از آزادی و برابری بین زن و مرد در جامعه است به این شکل است که : قبل ازهر چیزی من را ، یعنی زن را باید به عنوان یک انسان در جامعه پذیرا باشند . پس قبل از هر چیز باید در انتخاب لباس آزاد باشم . این بحث به نظر من یعنی شروع ، یعنی قدم اولی که هر گروهی که برچسب تلاش برای آزادی و برابری را روی خودش میزند باید در دستور کار خود و در اساسنامه و قدم مهم فعالیت هایش قرار بدهد . حجاب معنای محدود یک تکه پارچه را ندارد ، حجاب یعنی پیچیدن زن ، یعنی متفاوت و غیرعادی نشان دادنش و عامل فساد و مضر بودن حضورش در جامعه. یعنی اولین قدم در ایجاد نابرابری بین زن و مرد در جامعه . پرداختن به مسئله ی حجاب مسیر گروه ها و احزاب و ... و اهدافشان و مهمتر از همه نزدیکی شان به خواست جامعه را کاملا مشخص می کند . کمپین یک میلیون امضا، این قدم اول را برنمی دارد به این دلیل که هدف این جمع محقق شدن برابری در جامعه نیست . برای اینکه بتوان مخالفت با حجاب را حداقل در ایران نشان داد ، چاره ای نیست جز اینکه با جمهوری اسلامی مخالفت کرد ،یعنی با ریشه ی اصلی وجود حجاب در جامعه و همانطور که در بالا توضیح داده ام کمپین به هیچ وجه قصد مخالفت با نظام اسلامی ندارد . در نتیجه دیواری که به دست آنها ساخته می شود از بن و پایه کج است و احتمالا قصد ساختن برج پیزای 2 را دارند و به نظرم جامعه تا همین الآن کج بودن این دیوار را ثابت کرده است . دانشجو به عنوان بخش آگاه و نبض سیاسی جامعه در تجمعات و در بیانیه هایش اولین حرفی که در جهت آزادی و برابری می زند لغو حجاب ونه به آپارتاید جنسی است. واضح است که بیان این حرف یعنی مخالفت با ماهیت و وجود حکومت اسلامی ( حرفی که در چهارچوب کمپین نمی گنجد) . عکسی که در شماره ی قبل نشریه چاپ شد تصویر روشنی از خواسته های زنان در ایران را نشان می دهد و به نظر من این جایزه باید به همه ی آن دخترها داده می شد ، به دختری که نصف بیشتر موهایش را از روسری اش بیرون می گذارد و مجبورش می کنند که برود به پاسگاه و تعهد بدهد و مینا احدی که رهبری و نمایندگی این جنبش را بعهده دارد باید تعلق می گرفت . از این جهت که این تصویر، تصویری واقعی از جامعه ی ایران است. جمع فعالینی که جایزه را به کمپین یک میلیون امضا اختصاص دادند ، جمعیتی متشکل از به اصطلاح فعالین حقوق بشر و حقوق زن که در پاریس فرانسه تشکیل شده است . ظاهرا" این جمع از فعالین حقوق زنان هیچ اطلاعی از واقعیت اعتراضات درون ایران ندارند یا اگر هم دارند ترجیح می دهند حرفی ازآن زده نشود و بهتر است ظاهری مسالمت آمیز داشته باشد . این فعالین حقوق بشر کج بودن برجی که کمپین یک میلیون امضا قصد ساختن آنرا داشته را می بینند اما مشکلی با کج بودنش ندارند . دلیل نشان دادن این تصاویر از جامعه ی ایران را همچنین باید در روابط و مماشات دول غربی با ایران جستجو کرد . علاوه بر این ، فرانسه ، کشوری که برای لغو قانون ممنوعیت حجاب در مدارس و مکان های دولتی اش، همین الآن با تظاهرات اسلامیون طرف شده است . دولتی مانند دولت فرانسه با ادعای سکولاریزم ، با مطرح شدن تز نسبیت فرهنگی در جهان و استقبالی که دولتها از آن به عمل آورده اند ، حتی لغو شدن این قانون در فرانسه هم دور از انتظار نیست ، البته با این شرط که نیروهای آزادی خواه در جهان در مقابل این اعتراضات واکنشی نشان ندهند
نکته ی دیگر آنکه آیا این جایزه و امثال آن ، مانند جایزه ی نوبل خانم عبادی تآثیری در جنبش واقعی زنان در ایران می گذارد ؟؟ به نظرم تآثیر خودش را در تصویری که از مردم و مبارزاتشان در ذهن مردم در دنیا است ، می گذارد و الا تأثیر چندانی بر روی جنبش زنان درایران نمی تواند داشته باشد ، چون این جنبش راه مشخصی را از 30 سال پیش تا به حال طی کرده است و به تغییر کم و در چهارچوب اسلام هم راضی نیست. نسل جدید تمام قوانین پوسیده و قرون وسطایی اسلامی را زیر پا له می کند راه چاره ی مقابله با شکل گیری این تصویر در ذهنیت مردم در جهان، در دست فعالین واقعی جنبش زنان و آزادیخواهان و در یک کلام انتخاب حزب کمونیست کارگری ایران بعنوان رهبر این جنبش است . با پخش گسترده ی اخبار و اتفاقات و فعالیت ها در دنیا و با نقد جریاناتی همچون کمپین که در نهایت چهره ی زن را در ایران ، زنی مسلمان و محجبه نشان می دهند و البته با هر چه بیشتر شدن اعتراضات و برداشتن حجابها می شود در برابر اینگونه دروغ پراکنی ها ایستاد